مستانی
مترادفها
مستان، مستها
لغت نامه دهخدا
مستانی. [ م َ ] ( ص نسبی ) مزید علیه مست. ( آنندراج ). مستان. مست. نشوان:
دمی در آن چمن از روی ذوق کردم سیر
غزل سرایان چون عندلیب مستانی.طالب آملی ( از آنندراج ).و رجوع به مست ومستان شود.
مستأنی. [ م ُ ت َءْ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از مصدر استیناء. درنگ کننده و انتظارنماینده. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). رجوع به استئناء و استیناء شود.
فرهنگ فارسی
درنگ کننده و انتظار نماینده
جمله سازی با مستانی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هم ساقی مستانی هم شاهد یارانی هم مرغ خوش الحانی هر کار بآئین کن
💡 رانویر سینگ برای بازی در نقش رام در فیلم رام لیلا نامزد جایزهٔ بهترین بازیگر نقش اول مرد جشنوارهٔ فیلم فیر ۲۰۱۴ و برای بازی در نقش پیشوا باجیراو در فیلم باجیراو مستانی برندهٔ جایزهٔ بهترین بازیگر نقش اول مرد جشنوارهٔ فیلم فیر ۲۰۱۶ شد. نقش مقابل وی در هردو فیلم دیپیکا پادوکونه (در کنار پریانکا چوپرا در فیلم باجیراو مستانی) و کارگردان هردو فیلم سانجای لیلا بانسالی است.
💡 در این فیلم پرفروش هندی رانویر سینگ، دیپیکا پادوکن و پریانکا چوپرا نقش آفرینی کردهاند. کارگردان این فیلم سانجای لیلا بانسالی میباشد. داستان فیلم باجیرو مستانی در مورد عشق است، آن هم عشقی پرشور و آتشین که بر همه تفاوتها چیره میشود. باجیرو مردی است که در تمامی نبردهای بزرگ و کوچک خود خوش درخشیده و در هیچکدام از آنها شکست نخوردهاست.
💡 چون ساقی رندانی، می با لب خندان خور چون مطرب مستانی نی با دل خرم زن
💡 راه گم کرده سوی کعبه شدم کز در دیر خورد بر گوش دلم نعره مستانی چند