مسال

لغت نامه دهخدا

مسال. [ م َ سال ل ] ( ع اِ ) ج ِ مِسلَّة. جوالدوزها. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). رجوع به مسلة شود.
مسال. [ م ُ ] ( ع اِ ) کرانه ریش مرد و دو کرانه را مسالان گویند. || جانب و پهلو و عطف. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

کرانه ریش مرد

جمله سازی با مسال

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سرگشته گشته ایم‌ چو پرگار سالها تا بر مسال نقطه قراری گرفته ایم

حلما یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
نخودچی یعنی چه؟
نخودچی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز