مزه دار

لغت نامه دهخدا

مزه دار. [ م َ زَ /زِ ] ( نف مرکب ) بامزه. خوش طعم. خوش آیند به ذائقه.
- مزه دار گردیدن؛ بامزه شدن.مزه یافتن. خوش طعم شدن.

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱ - آنچه دارای مزه است. ۲ - غذایی که دارای طعم خوش مزه است لذیذ.

جمله سازی با مزه دار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مواد لازم برای مزه دار کردن گوشت بسیار متنوع است و هر آشپز با توجه به دستور مورد علاقه خود عمل می‌کند با این حال به‌طور معمول گوشت در مخلوطی از سس سویا، شکر، روغن کنجد، پودر فلفل سیاه، پیازچه، زنجبیل، پیاز و قارچ خوابانده می‌شود. مدت لازم برای مزه دار شدن گوشت از نیم ساعت تا یک شبانه روز بسته به سلیقه افراد متفاوت است.

💡 بولگوگی (به کره ای:불고기) یک خوراک محبوب کره ای است که از کباب کردن تکه‌های نازک و مزه دار شدهٔ گوشت گاو، خوک یا مرغ تهیه می‌شود.

💡 مادهٔ اصلی در تهیه این غذا برنج می‌باشد. به این ترتیب که برنج پخته شده و گرم را درون یک کاسه گود ریخته و روی آن مواد مختلفی مانند انواع سبزیجات تفت داده شده یا مزه دار شده، کیمچی، خمیر فلفل چیلی، سس سویا، خمیر سویا، تخم مرغ خام یا نیمرو شده و برش‌های نازک گوشت (معمولاً گوشت گاو) قرار می‌دهند. پیش از خوردن می‌بایست محتویات کاسه را خوب باهم مخلوط کرد.

💡 سالاد شیرازی، مخلوطی از خیار، گوجه‌فرنگی و پیاز است که پس از اینکه به صورت نگینی و مساوی خرد شدند، با آبغوره، نمک، فلفل سیاه و نعناع خشک مزه دار می‌شود.

💡 ساجی سنتی و اصیل از گوشت گوسفندی تشکیل شده‌است که فقط در نمک با مقداری ادویه مزه دار شده‌است.

هورنی یعنی چه؟
هورنی یعنی چه؟
تولدو یعنی چه؟
تولدو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز