مزدیسنی
مترادفها
مزدایی
لغت نامه دهخدا
مزدیسنی. [ م َ دَ ی َ ] ( حامص مرکب ) به لغت زند خداپرستی. ( ناظم الاطباء ). || ( ص مرکب، اِ مرکب ) زردشتی. مزدیسنی و جمع آن مزدیسنان اسمی است که به زرتشتیان میدهیم. ( یسنا ج 1 تألیف پورداود ص 24 ). پرستنده مزدا. زردشتیان کلمه «مزدیسنا» را به صورت مزدیسنی نیز تلفظ کنند. ( از حاشیه برهان ج 4 ذیل مزدیسنا و مزدیسنی ). و رجوع به مزدیسنا شود.
فرهنگ عمید
زردشتی.
فرهنگ فارسی
مزداپرستی، خداپرستی، کیش زردشتی، مزدیستی هم گفته اند
خداپرستی در زند
جمله سازی با مزدیسنی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دربارهٔ اهمیت دُرون میَزد متنی در کتاب روایات پهلوی با دادستان دینی آمده است. میَزد به معنی نذر یا ولیمه غیرمایع است مانند گوشت و نان و غیره که در جشنهای مذهبی و سایر مراسم دیگر مانند آفرینگان و پزش، برای پیروان آئین مزدیسنی لازم بودهاست.
💡 آنکتیل دوپرون در دستنویسهای خویش از دستور داراب کومانا همواره به نیکی یادکرده، خود را مدیون گشادهرویی و سخاوتهای استادش دستور داراب کومانا میداند(۵). درود بر دستور جاماسپ ولایتی، درود بر دستور داراب کومانا و درود بر آنکتیل دوپرون که باعث آغاز و ریشه گرفتن چنین جنبش شگرفی در شناخت آموزههای مینوی اشوزرتشت و جهانبینی مزدیسنی در سدههای اخیر شدند. ائیتره په ایتنام اشونام فره وشیم یزمیده (:بر روان پاک همهٔ آموزگاران پارسا درود باد).