مزدم

لغت نامه دهخدا

مزدم. [ م ُ دَم م ] ( ع ص ) گرگی که سر برداشته برد بزغاله را. ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( آنندراج ). || تکبرنماینده. ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). و رجوع به ازدمام شود.

جمله سازی با مزدم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مرا جانی که آن جان نیست مزدم وگرنه دور از روی تو مردم

💡 گفت هستم منتظر اینجا مقیم تا فرستد مزدم آن شخص کریم

💡 بر درت جان می کنم، مزدم ز رویت یک نظر شاه خوبانی، چرا مزد گداکم می کنی؟

بزک دوزک یعنی چه؟
بزک دوزک یعنی چه؟
وادی یعنی چه؟
وادی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز