مزان
مترادفها
ترازو، تراز، معیار
لغت نامه دهخدا
مزان. [ م ُزْ زا ] ( ع ص ) آراسته. ( ناظم الاطباء ). مُزدان. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
مزان. [ م َ ] ( نف، ق ) در حال مزیدن. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). || مزنده. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
فرهنگ فارسی
در حال مزیدن
دانشنامه عمومی
مزان یک روستا در ایران است که در شهرستان کوهرنگ استان چهارمحال و بختیاری واقع شده است. این روستا غربی ترین نقطه استان چهارمحال و بختیاری از لحاظ مختصات جغرافیایی است.
این روستا در دهستان بازفت قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۳۲ نفر ( ۴ خانوار ) بوده است.
جمله سازی با مزان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در مزان هرکه بیندش گوید نامی از نامهای دشمن تست
💡 زان می که خوری دهم ازان ای ساقی تا نوشم از آن مزان مزان ای ساقی