مزاحی
متضادها
آرامبخش، مفید، خیرخواه
لغت نامه دهخدا
مزاحی. [ م َزْ زا ] ( حامص ) لودگی. عمل مَزّاح. رجوع به مزاح شود.
جمله سازی با مزاحی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زن بسی گفتش که آخر ای امیر گر مزاحی کردم از طیبت مگیر