لغت نامه دهخدا
مرواریددوزی. [ م ُرْ ] ( حامص مرکب، اِ مرکب ) عمل مروارید دوختن. دوختن مروارید. || محل و جایی که مروارید دوزند. || دوخته بودن مروارید.
- مرواریددوزی شدن؛ دوخته بودن مروارید.
مرواریددوزی. [ م ُرْ ] ( حامص مرکب، اِ مرکب ) عمل مروارید دوختن. دوختن مروارید. || محل و جایی که مروارید دوزند. || دوخته بودن مروارید.
- مرواریددوزی شدن؛ دوخته بودن مروارید.
دوزنده مروارید
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این دوخت در اکثر موارد با دوختهای دیگر همراه است. دوختهایی از قبیل: پیله دوزی، ملیله دوزی، گلابتون دوزی، شرفه دوزی، شمسه دوزی، ده یک دوزی، صدفدوزی، سنگ دوزی، مرصع دوزی، منجوق دوزی، پولک دوزی، زغره دوزی، مروارید دوزی و غیره. از انواع دوختهایی که بیشتر در این دوخت به کار میرود میتوان به دوخت: زنجیرهای، برگ دوزی، جناغی، دور دوزی، مار پیچ الوان روی زنجیره، دوخت ساتن، دوخت مورّب، ساقه دوزی، بست دوزی، دندان موشی و زیگزاگهای مختلف را نام برد.