لغت نامه دهخدا
مرهم نه. [ م َ هََ ن ِه ْ ] ( نف مرکب ) مرهم نهنده. آنکه بر جراحت مرهم نهد. ( آنندراج ):
درشتی و نرمی به هم در به است
چو رگزن که جراح و مرهم نه است.سعدی.
مرهم نه. [ م َ هََ ن ِه ْ ] ( نف مرکب ) مرهم نهنده. آنکه بر جراحت مرهم نهد. ( آنندراج ):
درشتی و نرمی به هم در به است
چو رگزن که جراح و مرهم نه است.سعدی.
که بر جراحت مرهم نهند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گه زخم ممالک را بیواسطه مرهم نه گه درد مسالک را بی رابطه درمان باش
💡 درشتی و نرمی به هم در به است چو رگزن که جراح و مرهم نه است
💡 فراق کرده دل ما خراب و مرهم نه به حقه فلک از بهر این دل افگاران
💡 روی غریب ساختی ای داغ دل که زود مرهم نه جراحت پنهان ما رسید
💡 کلیم از منت غمخواری یاران شوی فارغ ز داغ تازه گر مرهم نه زخم کهن باشی
💡 فرصتم باد که مرهم نه زخم جگر است خنده بر بیاثریهای نمکدان زدهای