مرغ پرورده
مترادفها
مرغ پرورشیافته
لغت نامه دهخدا
مرغ پرورده. [ م ُ پ َرْ وَ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) پرورده شده به پرستاری مرغ. پرورده شده بوسیله مرغ. آن که یا آنچه بوسیله مرغ تربیت شده باشد. که مرغ او را تیمار داشته و به رشد رسانده باشد. || کنایه از زال پدر رستم:
تو این بنده مرغ پرورده را
به خواری و زاری برآورده را.فردوسی.
جمله سازی با مرغ پرورده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 همان زال کو مرغ پرورده بود چنان پیر سر بود و پژمرده بود
💡 ازین مرغ پرورده وان دیوزاد چه گویی چگونه برآید نژاد
💡 تو این بندهٔ مرغ پرورده را به خواری و زاری برآورده را