مرده سان

لغت نامه دهخدا

مرده سان. [ م ُ دَ / دِ ] ( ص مرکب ) چون مرده. بی حس و حرکت:
گر چه کفن سفید یک چند
بر سبزه مرده سان برافکند.خاقانی.

فرهنگ فارسی

چون مرده

جمله سازی با مرده سان

💡 خودندانم که پیرهن در بر یا به تن مرده سان کفن دارم