لغت نامه دهخدا
مردرو. [ م َ رَ / رُو ] ( اِ مرکب ) راه. راه تنگ و معبر و گذرگاه. ( ناظم الاطباء ).
مردرو. [ م َ رَ / رُو ] ( اِ مرکب ) راه. راه تنگ و معبر و گذرگاه. ( ناظم الاطباء ).
💡 روشی که ترکیبی از تغییر «بالا سواری» قرارگیری مردرو را با فشار حرکات انجام میدهد که توسط هر یک از شرکا با ریتم برای نفوذ جنسی انجام میشود تا تحریک کلیتوریس به حداکثر میرسد.