لغت نامه دهخدا
مرتبطه. [ م ُ ت َ ب ِ طَ ] ( ع ص ) بهم پیوسته و با هم مربوط که بهم راه و رابطه دارند.
- ظروف مرتبطه؛ ظرفهائی که بهم راه دارند و مایعات داخل آنها در یک سطح است. رجوع به ظروف مرتبطه شود.
مرتبطه. [ م ُ ت َ ب ِ طَ ] ( ع ص ) بهم پیوسته و با هم مربوط که بهم راه و رابطه دارند.
- ظروف مرتبطه؛ ظرفهائی که بهم راه دارند و مایعات داخل آنها در یک سطح است. رجوع به ظروف مرتبطه شود.
( اسم ) مونث مرتبط جمع: مرتبطات.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 همچنین بدین سبب در یکی از روایات دیریم به دیزایر گفت که به او صدمه نمیزند (با وجود اینکه بسیار مشتاق به این کار بود) یکی دیگر از این قوانین شیفتهٔ انسانهای فانی نشدن است، زیرا چنین پیوندی عواقب خوشایندی در برنخواهد داشت. هرچند مورفئوس چندین مرتبطه با انسانهای فانی رابطهٔ عاشقانه بر قرار نمود، و هیچکدام از این روابط پایان خوشی نداشتند.