مراین
لغت نامه دهخدا
مراین. [ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان گله زن بخش خمین شهرستان محلات. در 33هزارگزی شرق خمین و 4هزارگزی راه خمین به دلیجان، در جلگه معتدل هوائی واقع و دارای 455 تن سکنه است. آبش از رودخانه گلپایگان و محصولش غلات، بنشن، چغندر قند، تنباکو، پنبه، مختصر انگور و شغل مردمش زراعت، قالیچه و کرباس بافی است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 1 ).
فرهنگ فارسی
دهی جزئ دهستان گله زن خمین. دارای ۴۵۵ تن سکنه. محصول: غلات بنشن چغندرقند تنباکو پنبه انگور. صنایع دستی: قالیچه و کرباس بافی.
دهی در شهرستان محلات
جمله سازی با مراین
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 تو خواهی شد فنا در آخر کار براندازی مراین صورت بیکبار
💡 دل اندر نقش بستی مرد خواهی تو مراین نقش آخر بردخواهی
💡 درون پردهٔ در عزّ و اعزاز همی خواهم که اندازی مراین باز
💡 مبادا که اهریمن آگه شود مراین هر دو را روز کوته شود
💡 بدانک او در حقیقت پادشاهست که مراین را که گفتم دو گواهست
💡 بدو گفت هیتال کای نامور مراین نامه زین در به مغرب ببر