مدیر کل

لغت نامه دهخدا

مدیر کل. [ م ُ ک ُ / م ُ رِ ک ُل ل ] ( اِ مرکب ) کسی که امور چند اداره وزارت خانه را به عهده دارد، مقام وی پائین تر از معاون وزارتخانه و بالاتر از رئیس است. ( فرهنگ فارسی معین ).

فرهنگ فارسی

کسی که امور چند اداره وزارت خانه به عهده اوست

جمله سازی با مدیر کل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 استراتژی‌ها و خط مشی‌های سازمانی توسط رئیس سازمان، مدیر کل و معاونین تدوین می‌گردند. مدیری که در نقش‌های عملیاتی و میانی بوده می‌تواند به مدیریت عالی راه یابد. بخش اعظم کار مدیران عالی از نظر پویایی و مشغله نظیر کار مدیران عملیاتی می‌باشد.

💡 دختران فراری، به دخترانی گفته می‌شود که به دلایل مختلفی از خانه و خانواده‌شان فرار می‌کنند و به جامعه پناه می‌برند. به گفتهٔ مدیر کل دفتر آسیب‌های اجتماعی در ایران حدود ۸۰ درصد دختران در ۲۴ ساعت اول بعد از فرار مورد تجاوز جنسی قرار می‌گیرند.

💡 ویلیام استرلینگ کول (۱۸ آوریل، ۱۹۰۴ – ۱۵ مارس، ۱۹۸۷) یک سیاست مدار، وکیل و آمریکایی بود، او به عنوان اولین مدیر کل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی از ۱۹۵۷ تا ۱۹۶۱ خدمت کرد. قبل از انتخاب در آژانس در ۱۹۵۷ او عضو حزب جمهوری‌خواه آمریکا در مجلس نمایندگان ایالات متحده آمریکا از شهر نیویورک بود.

💡 در روز دوشنبه ۲۳ مارس، یوکیا آمانو، مدیر کل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، اظهار داشت که «آژانس هنوز نتوانسته به این جمع‌بندی برسد که همه مواد هسته‌ای استفاده شده در ایران برای اهداف صلح‌آمیز بوده‌است.» در همان روز، مارتین شفر، سخنگوی وزارت خارجه آلمان، مذاکرات با ایران را «دلگرم‌کننده» خواند و آن را قابل دستیابی خواند.

💡 پدرش حاج شیخ حسن عالم و در فلسفه استاد و نگارندهٔ کتاب بود. خودش دانش‌آموختهٔ مدارس متوسطهٔ انگلستان بود. در ۱۲۹۶ به خدمت وزارت امور خارجه درآمد و در سفارت لندن و واشینگتن مشاغلی را عهده‌دار شد تا در سال ۱۳۲۷ به ریاست ادارهٔ سوم سیاسی رسید و بعداً مدیر کل وزارت امور خارجه شد.

دودول یعنی چه؟
دودول یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز