مخوط

لغت نامه دهخدا

مخوط. [ م ُ ] ( ع مص ) مخط الجمل بفلان مخطاً و مخوطاً. به شتاب بردن شتر فلان را. ( از ناظم الاطباء ). و رجوع به مخط شود.

جمله سازی با مخوط

💡 نحر کخرط العاج یضعف حسنه خصر مخوط الخیزران الانضر