محوره
مترادفها
محور، مرکز، قاعده، پایه
متضادها
حاشیه، پیرامون
لغت نامه دهخدا
( محورة ) محورة. [ م َح ْ وَ /وُ رَ ] ( ع اِ ) پاسخ. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ).
محورة. [ م ُ ح َوْ وَ رَ ] ( ع ص ) تأنیث محور. جفنة محورة؛ کاسه سپید کرده شده به کوهان و پیه. ( آنندراج ).
محورة. [ ] ( اِخ ) جایی است در بلاد مراد. ( معجم البلدان ).
محوره. [ م َح ْ وَ رَ / رِ ] ( اِ ) صندوقچه خرد از چرم سطبر و بلغار. مجری از چرم برای خرد و ریز زنان ( شاید مصحف محبره به معنی دوات و سیاهی دان ) باشد. ( یادداشت مرحوم دهخدا ).
جمله سازی با محوره
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 فرایند رشته پیچی ناپیوسته برای ساخت قطعات فشار بالا، لولهها، مخازن تحت فشار و اجزای پیچیده استفاده میشود. دستگاههای چند محوره برای تنظیم زاویه نشست باند فایبر گلاس استفاده میشود. دستگاه رشته پیچی ناپیوسته را ببینید.
💡 وون میسس آن مسئله را برای نیروی چند محوره حل کرد به طوری که تنش هیدرواستاتیک را از آن کم میکرد و ادعا میکند که تمام تنشهای مؤثر بزرگتر از آن باعث شکست مواد در بارگذاری چند محوره خواهد بود و در نتیجهتغییر فرم مومسان را ایجاد خواهد کرد.
💡 داستان فیلم دور محوره ای خانواده ای آدامز می چزخد که خانواده ای عجیب غریب است و گومز به همراه خانواده اش بدنبال برادر خود میگردند.
💡 برای حمل و نقل مسافر و بار در این مسیر ۵۰ دستگاه لکوموتیو چهارمحوره مسافری و ۲۰ دستگاه لکوموتیو ۶ محوره باری پیشبینی شدهاست.
💡 استی۱ به استثنای روتر سیانسی ۵ محوره با کارایی بالا کاملاً با دست ساخته شدهاست. استی-۱ مجهز به ورود بدون کلید، ناوبری ماهوارهای، تنظیم فرمان تلسکوپی و صندلیهای مسابقه چرمی قابل تنظیم الکتریکی است.