لغت نامه دهخدا
محنت زدای. [ م ِ ن َ زَ / زِ / زُ ] ( نف مرکب ) زداینده محنت. زایل کننده درد و غم و اندوه. که رنج و سختی برد و برطرف کند.
محنت زدای. [ م ِ ن َ زَ / زِ / زُ ] ( نف مرکب ) زداینده محنت. زایل کننده درد و غم و اندوه. که رنج و سختی برد و برطرف کند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خود گو که از تو چون گسلم چون تویی مرا محنت زدای قالب و راحت فزای روح
💡 تیغی ز درد باید محنت زدای عاشق کز صیقل محبت نتوان زدود ما را