لغت نامه دهخدا
محلبی. [ م ُ ح َل ْ ل َ ] ( اِ ) قسمی غذای از شیر کرده معمول در ترکیه و شام و غیره. قسمی فیرنی ( فرنی ) که در آن گوشت سینه مرغ هریسه کنند. قسمی از غذا از شیر و گوشت مرغ. ( یادداشت مرحوم دهخدا ).
محلبی. [ م ُ ح َل ْ ل َ ] ( اِ ) قسمی غذای از شیر کرده معمول در ترکیه و شام و غیره. قسمی فیرنی ( فرنی ) که در آن گوشت سینه مرغ هریسه کنند. قسمی از غذا از شیر و گوشت مرغ. ( یادداشت مرحوم دهخدا ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آن را مرتب هم میزنیم و پس از حل شدن شكر در شیر، محلول آرد و نشاسته را به مواد افزوده و به همزدن ادامه میدهیم تا كاملا محلبی غلیظ شود.
💡 حرارت را خاموش كرده، گلاب را اضافه كرده و مخلوط میكنیم. محلبی را در كاسههای یك نفره یا ظرف مورد نظر ریخته و تا زمان سرو در یخچال خنك میكنیم و قبل از سرو با خلال پسته یا میوه دسر را تزیین [۸]