محصول فروشی
مترادفها
کالا فروشی
فرهنگستان زبان و ادب
{cash crop, cash grain} [کشاورزی-زراعت و اصلاح نباتات] محصولی که زارعان مستقیماً و به آسانی آن را به فروش می رسانند و به مصارف دیگر از قبیل تغذیۀ دام نمی رسد
ویکی واژه
محصولی که زارعان مستقیماً و بهآسانی آن را به فروش میرسانند و به مصارف دیگر از قبیل تغذیۀ دام نمیرسد.
جمله سازی با محصول فروشی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 رشد سریع جمعیت تأثیر نامطلوبی بر جنگلها و دیگر منابع سرشار طبیعی منطقه داشتهاست. در سالهای پس از استقلال، منطقه از لحاظ آموزش و پرورش، ارتباطات، کشاورزی و غیره رشد چشمگیری داشتهاست؛ که مورد آخر شامل تولید انواع محصول فروشی از قبیل سیب زمینی، هل، زنجبیل، پرتغال میشود. کشاورزی در سطوح شیب دار هم ردیف یکی از منابع اصلی امرار معاش برای جمعیت روستایی ساکن اطراف شهر است که در عین حال منبع تأمین و تغذیه میوه و سبزیجات شهر نیز محسوب میشود..
💡 مدیریت یک واحد محصول فروشی موفق نیازمند دانش عمیق در زمینه زنجیره تامین، مدیریت موجودی و همچنین فنون پیشرفته در حوزه فروش است.
💡 توسعه کسبوکارهای کوچک در حوزه محصول فروشی آنلاین، به دلیل کاهش هزینههای جاری و دسترسی گسترده به مشتریان، بسیار مورد توجه قرار گرفته است.
💡 در بازار رقابتی امروز، هر واحد محصول فروشی باید برای متمایز شدن، بر روی خدمات پس از فروش و کیفیت کالاهای خود تمرکز کند.