مجدی

لغت نامه دهخدا

مجدی. [ م َ ] ( اِ ) نوعی از خربوزه. ( آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ):
هر جا رطبی تری است نجدی
آمناگوی شهد مجدی است.محسن تأثیر ( از آنندراج ).
مجدی. [ م ُ ] ( ع ص ) جراحت روان. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ). زخم روان و جاری. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || دهنده و بخشنده و عطا کننده. ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

جراحت روان

جمله سازی با مجدی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خواجه حسن دامغانی (۷۶۲ - ۷۶۶ ق) پس از قتل لطف‌الله بن مسعود به حکومت سربداران رسید؛ ولی مریدان طریقت شیخ حسن، به رهبری درویش عزیز مجدی در طوس به مخالفت برخاستند. شورش آنان مدتها ادامه داشت تا اینکه حسن دامغانی، آنها را سرکوب کرد. وی پس از دستگیری درویش عزیز از کشتن او امتناع کرد و با دادن هدایایی، او را به اصفهان تبعید کرد.

💡 اراک مسجد سیدها، مجلس ختم مرحوم استاد دهگان، عصر شنبه 27/05/1363، عطاء الله مجدی

💡 - نقد و بررسی مجموعه عکس ها و همچنین کتاب ( ایران سرزمینی که باید شناخت ) اثر داود وکیل زاده در رادیو جوان، با حضور عبدالرضا مجدی / تهران ۱۳۹۵

💡 علی امینی مجدی معروف به علی امینی (۲۱ شهریور ۱۲۸۴ تهران – ۲۱ آذر ۱۳۷۱ پاریس)، سیاست‌مدار ایرانی، از اعضای جبهه ملی و یک دوره از اردیبهشت ۱۳۴۰ تا تیر ۱۳۴۱ نخست‌وزیر ایران بود.

💡 او به هنر و ادب نیز بسیار اهمیت می‌داد. ملک الکلام مجدی خوشنویس مشهور دوران قاجار در زمان او منشی حکومتی بود و سنگ قبر مجید خان اردلان با خط وی ساخته شده‌است.

💡 در سال ۲۰۲۰، مقامات فرانسوی مجدی مصطفی نامه (اسلام الدوش) را در ارتباط با ناپدید شدن زیتونه دستگیر کردند.

بحرود یعنی چه؟
بحرود یعنی چه؟
برآمد یعنی چه؟
برآمد یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز