لغت نامه دهخدا
گه زرد. [ گ َ زَ ] ( اِخ ) نام دهی است در چهار فرسخ بیشتر میانه شمال و مغرب احمد حسین [ ناحیه لیراوی ] فارس. ( از فارسنامه ناصری ص 280 ).
گه زرد. [ گ َ زَ ] ( اِخ ) نام دهی است در چهار فرسخ بیشتر میانه شمال و مغرب احمد حسین [ ناحیه لیراوی ] فارس. ( از فارسنامه ناصری ص 280 ).
نام دهی است در چهار فرسخ بیشتر میانه شمال و مغرب احمد حسین.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 لون او گه زرد و همچون زعفران و شنبلید رنگ او گه سرخ و همچون ارغوان و روین است
💡 چو خسرو را خبر دادند ازین حال ز غم شد چهره اش گه زرد و گه آل
💡 گر نخواهی ز نرگس و لاله چهره گه زرد و گه سیه چو مداد