لغت نامه دهخدا
گندنایی. [ گ َ دَ ] ( ص نسبی ) به رنگ گندنا و به شکل گندنا:
از خون دشمن تو گر سرخ رو نباشد
سرسبزیش مبادا شمشیر گندنایی.رفیعالدین لنبانی.
گندنایی. [ گ َ دَ ] ( ص نسبی ) به رنگ گندنا و به شکل گندنا:
از خون دشمن تو گر سرخ رو نباشد
سرسبزیش مبادا شمشیر گندنایی.رفیعالدین لنبانی.
گندنایی یا علف سیر ( نام علمی: Alliaria petiolata )، گیاهی دو ساله و گلدار از شب بویان است. این گیاه بومی اروپا، آسیای غربی و مرکزی و شمال غربی آفریقا، از مراکش، شبه جزیره ایبری و جزایر بریتانیا، شمال و اسکاندیناوی شمالی، و شرق تا پاکستان شمالی و چین غربی ( سین کیانگ ) است.
گندنایی (سرده). گندنایی، علف سیر ( نام علمی: Alliaria ) نام یک سرده از تیره شب بویان است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گرفته سیم و زر از... و کرده هجو بهار هجای گندهتر از گندنایی و سیری