گنج عرش
لغت نامه دهخدا
گنج عرش. [ گ َ ج ِ ع َ ] ( ترکیب اضافی، اِمرکب ) مأخوذ است از حدیث: ان للّه کنزاً ( یا کنوزاً ) مفتاحه ( یا مفاتیحها ) السنة الشعراء:
هم امارت هم زبان دارم کلید گنج عرش
وین دو دعوی را دلیل است از حدیث مصطفی.خاقانی ( دیوان چ سجادی ص 18 ).
فرهنگ فارسی
ماخوذ است از حدیث: ان لله کنزا مفتاحه السنه الشعرائ
جمله سازی با گنج عرش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زهی شاهی که ناید غیر اندر رشته وصفش ز گنج عرش اعظم هر دری شهوار میآید