لغت نامه دهخدا
گنج سای. [ گ َ ] ( نف مرکب ) ساینده گنج. آنچه که گنج را ساید. || آنچه گنج را فروتر از خویش گیرد:
گوهر گنج سای مدح ترا
گشته غواص ذهن من مهجور.
مسعودسعد ( دیوان چ رشیدیاسمی ص 268 ).
گنج سای. [ گ َ ] ( نف مرکب ) ساینده گنج. آنچه که گنج را ساید. || آنچه گنج را فروتر از خویش گیرد:
گوهر گنج سای مدح ترا
گشته غواص ذهن من مهجور.
مسعودسعد ( دیوان چ رشیدیاسمی ص 268 ).
( گنج سا ی ) ( صفت ) آنچه که گنج را بفرساید آنچه که مهمتر از گنج باشد: گوهر گنج سای مدح ترا گشته غواص ذهن من مهجور. ( مسعود سعد )
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گوهر گنج سای مدح تو را گشته غواص ذهن من گنجور