گلوکان
لغت نامه دهخدا
گلوکان. [ گ َ ] ( اِخ ) دهی است از بخش نصرت آباد شهرستان زاهدان واقع در 92000گزی جنوب خاوری نصرت آباد و 15000گزی شمال راه فرعی بم به خاش. هوای آن گرم و دارای 100 تن سکنه است. آب آن از قنات و محصول آن غلات و لبنیات است. شغل اهالی زراعت و گله داری و راه آن مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).
جمله سازی با گلوکان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 این دارو یک ضد قارچ تری ترپنوئیدی است. از طریق مهار گلوکان سنتاز عمل میکند که از تشکیل دیواره سلولی قارچی جلوگیری میکند.
💡 گلوکان یکی از پلیساکاریدهای مهم است که در دیواره سلولی قارچها یافت میشود و در صنایع دارویی برای تقویت سیستم ایمنی بدن استفاده میگردد.
💡 محققان دریافتند که مصرف مکملهای حاوی گلوکان میتواند به طور قابل توجهی واکنشهای دفاعی بدن را در برابر برخی بیماریهای ویروسی بهبود بخشد.
💡 در صنایع غذایی، استفاده از گلوکان به عنوان یک ماده افزودنی برای بهبود بافت و ارزش تغذیهای محصولات نان و غلات بسیار رایج است.