لغت نامه دهخدا
گلوگرفته. [ گ ُ / گ َ گ ِ رِ ت َ / ت ِ ] ( ن مف مرکب ) صداگرفته و نفس گرفته. || خفه شده. || هر چیزی که گلوی آن را مسدود کرده باشند. خفه کرده. ( ناظم الاطباء ).
گلوگرفته. [ گ ُ / گ َ گ ِ رِ ت َ / ت ِ ] ( ن مف مرکب ) صداگرفته و نفس گرفته. || خفه شده. || هر چیزی که گلوی آن را مسدود کرده باشند. خفه کرده. ( ناظم الاطباء ).
صدا گرفته و نفس گرفته.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 لب بسته گلو گرفته چون نای نالان و ستم رسیده باشم