گلو فشار

لغت نامه دهخدا

گلوفشار. [ گ ُ / گ َ ف َ / ف ِ ] ( اِ مرکب ) قلاده و گلوبند. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

( صفت ) آنچه گلو را فشار دهد گلوبند: غمی نصیب دلم کن چنانکه خوددانی که مست عیشم ودل را گلوفشاری هست. ( طالب آملی )

جمله سازی با گلو فشار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 برآمد از دهن شیر فتنه اقلیمی ز بس که پنجه قهرش گلو فشار آمد

💡 به مهر و ماه کمند گلو فشار انداز ستاره ر از فلک گیر و در گریبان کش

اسرع وقت یعنی چه؟
اسرع وقت یعنی چه؟
داجون یعنی چه؟
داجون یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز