گل چشم

لغت نامه دهخدا

گل چشم. [ گ ُ ل ِ چ َ / چ ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) سفیدی کوچک که بر سیاهی پیدا آید. ( غیاث ). داغی که در سیاهی چشم گل کند. ( آنندراج ). گل دیده. ( مجموعه مترادفات ص 301 ).

فرهنگ فارسی

سفیدی کوچک که بر سیاهی پیدا آید.

جمله سازی با گل چشم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 قرب سیمین بدنان آتش بی زنهارست شبنم از صحبت گل چشم پرآبی دارد

💡 جز خون دل و لخت جگر بار ندارد این ریشة دردی که در آب و گل چشم است

💡 گفت که چشم بد بهل کو نخورد جز آب و گل چشم بدان کجا رسد جانب کبریای من

💡 آمد بهار و گفت به نرگس به خنده گل چشم من و تو روشن بی‌روی زشت زاغ

💡 درین چمن چه گل چشم بسته یی اهلی بزخم کشته غم بین که در دل چاک است

💡 نیست ممکن که به خورشید درخشان نرسد هر که چون شبنم گل چشم پرآبی دارد

پهن یعنی چه؟
پهن یعنی چه؟
هوابد یعنی چه؟
هوابد یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز