لغت نامه دهخدا
گل شنبلید. [ گ ُ ل ِ شَم ْ ب َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) نوعی گل زرد که مخصوص به شنبلید است:
چو خسرو ز بهرام پاسخ شنید
رخش گشت همچون گل شنبلید.فردوسی.ورجوع به شنبلید شود.
گل شنبلید. [ گ ُ ل ِ شَم ْ ب َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) نوعی گل زرد که مخصوص به شنبلید است:
چو خسرو ز بهرام پاسخ شنید
رخش گشت همچون گل شنبلید.فردوسی.ورجوع به شنبلید شود.
نوعی گل زرد که مخصوص به شنبلید است
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 برخساره شد چون گل شنبلید نکرد آن سخن بر دلیران پدید