لغت نامه دهخدا
گل شب بو. [ گ ُ ل ِ ش َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) گلی معروف که شبها بو دهد. ( آنندراج ):
هست در شام نمود دگران گیسو را
شب چو شد عطر شود بیش گل شب بو را.حسین خالص ( از آنندراج ).
گل شب بو. [ گ ُ ل ِ ش َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) گلی معروف که شبها بو دهد. ( آنندراج ):
هست در شام نمود دگران گیسو را
شب چو شد عطر شود بیش گل شب بو را.حسین خالص ( از آنندراج ).
گلی معروف که شبها بو دهد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اگر یک کف عرق زان سنبل تر بر زمین ریزد زمین از هر کف خاکی گل شب بو برویاند
💡 کرد دامن پر از گل شب بو صبح آییه شد دچار خطت
💡 مگر از جرأت مستی شب وصلش جویا گل شب بو به کف از زلف معنبر گیرد
💡 بیخودی از گل روی تو کند بلبل صبح گل شب بو شود از نکهت زلفت گل صبح