لغت نامه دهخدا
گشتاسبی. [ گ ُ س ِ ] ( ص نسبی ) منسوب به گشتاسب:
همه کار او را به اندام کرد
پسش خان گشتاسبی نام کرد.دقیقی ( از مزدیسناتألیف محمد معین ص 358 ).
گشتاسبی. [ گ ُ س ِ ] ( ص نسبی ) منسوب به گشتاسب:
همه کار او را به اندام کرد
پسش خان گشتاسبی نام کرد.دقیقی ( از مزدیسناتألیف محمد معین ص 358 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 قطع درختان تالش گشتاسبی و انتقال چوبها به شروان و روسیه، دستگذاشتن بر زنبورداری تالشان و وصول مالیاتهای سنگین و بیگاریکشیدن از تالشان از دیگر اقدامات روسها در منطقه بود.
💡 روسها پیش از این تاریخ در زمان یکی از جنگهای خود با ایران، پس از تسخیر موقت تالش گشتاسبی، برای تثبیت خود در منطقه، ضمن احداث استحکامات در سراسر منطقه، به کوچاندن اجباری تاتارها (ترک زبانان اَرّان)، گرجیها و ارمنیها به تالش گشتاسبی دست زدند که با مرگ پتر در ژانویه ۱۷۲۵/۱۱۳۷ ق. این سیاست آنها تا اندازهای معوق ماند.
💡 مساحت توزیع حوضه آبریز دریای خزر در مناطق مختلف تالش بیش از ۱۲۵۰۰ کیلومتر مربع در سال ۱۳۹۴ میباشد که رودخانه کورا در تالش گشتاسبی بیشترین آبریز دریای خزر را دارد.
💡 بر پایهٔ عهدنامه ترکمنچای در ۲۱ فوریه ۱۸۲۸ (میلادی) در زمان فتحعلی شاه قاجار، میان روسیه و ایران امضا شد تالش گشتاسبی نیز یکی از سرزمینهایی بود که از ایران جدا شد.
💡 نخستین سفر شیخ زاهد گیلانی (کسی که شیخ صفیالدین اردبیلی مرید او بوده) به گشتاسبی آذربایجان در کرانهٔ دریای خزر بود. در آن زمان پادشاه آن دیار شیروانشاه اخستان بود و پسری داشت سیامک نام که به حکم ارغون خان (۶۸۳–۶۹۰) پادشاه مغول کشته شد.