گستریده

لغت نامه دهخدا

گستریده.[ گ ُ ت َ دَ / دِ ] ( ن مف ) منبسط. مبسوط:
ریاحین بر زمینش گستریده
درختانش به کیوان سرکشیده.نظامی.- گستریده اثر؛ مجازاً نیکنام. مشهور. هر آنکه آثارش همه جا مشهور باشد:
اگر چنو دگرستی به مردمی و به فضل
چنو شدستی معروف گستریده اثر.فرخی.

جمله سازی با گستریده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 فر خجسته رای او بر جامه شاهی علم گستریده نام او بر نامه دولت نشان

💡 نه تافتست چنین آفتاب بر آفاق نه گستریده چنین سایه بر بسیط جهان

💡 نعمت او گستریده بر همه گیتی آنچه کس از نعمتش نبینی عریان

💡 اگر چنو دگرستی بمردی و بفضل چنو شدستی معروف و گستریده اثر

💡 در پای اسب خیل خیال تو آفتاب زربفت هر شبانگهیی گستریده باز

💡 همیشه تا به شب و روز از مه و خورشید ضیا و نور بود گستریده در آفاق

قرین رحمت یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
حاشیه یعنی چه؟
حاشیه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز