گریختنی

لغت نامه دهخدا

گریختنی. [ گ ُ ت َ ] ( ص لیاقت ) درخور گریختن. آنکه یا آنچه بگریزد.

جمله سازی با گریختنی

طریق هزل رها کن به جان شاه جهان که من گریختنی نیستم به هیچ ابواب
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم
اگزجره
اگزجره
هنگام
هنگام
متمایز
متمایز
فال امروز
فال امروز