گریختنی

مترادف‌ها

گریزپذیر، فرارپذیر

متضادها

ناگریز

لغت نامه دهخدا

گریختنی. [ گ ُ ت َ ] ( ص لیاقت ) درخور گریختن. آنکه یا آنچه بگریزد.

جمله سازی با گریختنی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 طریق هزل رها کن به جان شاه جهان که من گریختنی نیستم به هیچ ابواب

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران