لغت نامه دهخدا
گریبان کوه. [ گ ِ ن ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کمر کوه و جایی که در میان کوه بود. ( آنندراج ):
گریبان کوه است و دامان صحرا
اگر هست ما را گریبان و دامان.میرزا طاهر وحید ( از آنندراج ).رجوع به گریبان دشت شود.
گریبان کوه. [ گ ِ ن ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کمر کوه و جایی که در میان کوه بود. ( آنندراج ):
گریبان کوه است و دامان صحرا
اگر هست ما را گریبان و دامان.میرزا طاهر وحید ( از آنندراج ).رجوع به گریبان دشت شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چو گریبان کوه و دامن دشت از ترازوی صبح پر زر گشت