لغت نامه دهخدا
گره طاعون. [ گ ِ رِ هَِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) غلوله که نزدیک زهار و بغل از مواد موی متولد شود و آن بالخاصیت مهلک باشد. ( آنندراج ):
کام عاشق چو درآید به بغل می میرد
غنچه بر شاخ گل ما گره طاعون است.سلیم ( از آنندراج ).
گره طاعون. [ گ ِ رِ هَِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) غلوله که نزدیک زهار و بغل از مواد موی متولد شود و آن بالخاصیت مهلک باشد. ( آنندراج ):
کام عاشق چو درآید به بغل می میرد
غنچه بر شاخ گل ما گره طاعون است.سلیم ( از آنندراج ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کام عاشق چو درآید به بغل، میمیرد غنچه بر شاخ گل ما گره طاعون است