گاو سفید
لغت نامه دهخدا
گاوسفید. [ س ِ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان حیات داود بخش گناوه شهرستان بوشهر، واقع در18000گزی خاور گناوه، نزدیک راه فرعی گناوه به برازجان. جلگه، گرمسیر مرطوب و مالاریائی، دارای 351 تن سکنه. آب آن از چاه، محصول آنجا غلات، شغل اهالی آن زراعت است و در سه محل بنام گاو سفید بزرگ و کوچک و متوسط سکنی دارند جمعیت اولی 291 و جمعیت دومی و سومی هر یک سی تن است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 7 ).
فرهنگ فارسی
دهی در بوشهر
دانشنامه عمومی
گاو سفید ( به انگلیسی: White Bull ) ( آوریل ۱۸۴۹ - ۲۱ ژوئن ۱۹۴۷ ) با نام اصلی «تاتانکا سکا» ( Tȟatȟáŋka Ská ) برادرزاده گاو نشسته و پدربزرگ عقاب سرسفید بود، وی یکی از جنگجویان معروف سرخپوستان قبیله لاکوتا است که در بلک هیل ایالت داکوتای جنوبی به دنیا آمد. فرزند ارشد او عسل گستندیوه بود که او را در مبارزات همراهی میکرد. قبیله لاکوتا از رقیبان قبیله رزاکوتا بود که توسط گاو سفید و عسل گستندیوه از بین رفت.
جمله سازی با گاو سفید
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 عقاب سرسفید نوهِ یکی از جنگجویان معروف قبیله لاکوتا بنام گاو سفید بود.
💡 در یکی از افسانههای محلی قدیمی، گاو سفید نمادی از پاکی و برکت بود که کشاورزان همیشه با شادی از حضور آن در مزرعه استقبال میکردند.
💡 کشاورز پیر با دقت به گاو سفید خود که در گوشه دشت ایستاده بود نگاه میکرد و از اینکه حیوانش سالم بود، بسیار احساس رضایت داشت.
💡 رنگ سفید پوشش آن گاو در میان سبزیجات و گلهای تازه دشت، منظرهای بسیار زیبا و آرامشبخش را برای عکاسان و گردشگران ایجاد کرده بود.