کشتگان

لغت نامه دهخدا

کشتگان. [ ک ُ ت َ / ت ِ ] ( اِ ) جمعکشته. کشته ها. ( ناظم الاطباء ). مقتولین:
عاشقان کشتگان معشوقند
برنیاید ز کشتگان آواز.سعدی ( گلستان ).- کشتگان زنده؛ کنایه از شهیدان است.
کشتگان. [ ک ُ ت َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان بم پشت بخش مرکزی شهرستان سراوان واقع در 105هزارگزی جنوب خاوری سراوان کنار مرز پاکستان کوهستانی و گرمسیر است. آب آن از قنات و محصول آن غلات و خرما و ذرت و شغل اهالی زراعت و راه مالرو است. و یک پاسگاه مرزبانی دارد و ساکنان ازطایفه زند هستند. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).

فرهنگ فارسی

جمع کشته. کشته ها

دانشنامه عمومی

کشتگان، روستایی مرزی در دهستان کشتگان بخش بم پشت شهرستان سراوان در استان سیستان و بلوچستان ایران است. این روستا، مرکز دهستان کشتگان است.
بر پایه سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۵، جمعیت این روستا برابر با ۸۱۹ نفر ( ۲۴۰ خانوار ) بوده است.

جمله سازی با کشتگان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به لیلی می رساند نسبت آخر، تربت مجنون به خاک کشتگان عشق، بی پروا منه پا را

💡 تا بکی حسرت برم بر کشتگان زار عشق هرچه باداباد گویان میروم بردار عشق

💡 بر پایه سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۵، جمعیت دهستان کشتگان برابر با ۸٬۳۴۹ نفر بوده‌است.

💡 ز بوی وصل روح کشتگان را شاد کن گاهی ز نقش پای خود گل بر سر خاک شهیدان بر

💡 بات بزرگ، روستایی در دهستان کشتگان بخش بم‌پشت شهرستان سراوان در استان سیستان و بلوچستان ایران است.

💡 که گور کشتگان باشد به خون اندوده بیرون سو ولیکن ز اندرون باشد به مشک آلوده رضوانش

تازیانه یعنی چه؟
تازیانه یعنی چه؟
دماغه یعنی چه؟
دماغه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز