لغت نامه دهخدا
کش خرامیدن. [ ک َ خ ِ / خ َ/ خ ُ دَ ] ( مص مرکب ) خوش خرامیدن. با ناز حرکت کردن. طناز بودن. تَرَفﱡل. تَبَختُر. ( یادداشت مؤلف ).
کش خرامیدن. [ ک َ خ ِ / خ َ/ خ ُ دَ ] ( مص مرکب ) خوش خرامیدن. با ناز حرکت کردن. طناز بودن. تَرَفﱡل. تَبَختُر. ( یادداشت مؤلف ).
خوشخرامیدن.با ناز حرکت کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تا بگیرد باز بازان کش خرامیدن ز کبک تا بیاموزد خرامان کبک بازیدن ز باز
💡 که ای خوب رخ کیست انباز تو برین کش خرامیدن و ناز تو