کری کش

لغت نامه دهخدا

کری کش. [ ک ِ ک َ / ک ِ ] ( نف مرکب ) کرایه کش. مکاری. ( یادداشت مؤلف ):
جواب گویم اگر پرسیم که آن خر کیست
خری کری کش ابلیس و قوم لعنهمو.سوزنی.رجوع به کرایه کش و مکاری شود.

فرهنگ فارسی

کرایه کش.مکاری

جمله سازی با کری کش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 جواب گویم اگر پرسیم که او خر کیست خر کری کش ابلیس و قوم قد لعنوا

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران