کرشمه پرداز
مترادفها
عشوه گر، دلربا، نازکن
لغت نامه دهخدا
کرشمه پرداز. [ ک ِ رِ م َ / م ِ پ َ ] ( نف مرکب ) کرشمه پردازنده. کرشمه باز. ( فرهنگ فارسی معین ). کرشمه و ناز به کار برنده:
دو چشم مست بتان تاکرشمه پرداز است
مدار اهل محبت به دیده باز است.علی خراسانی ( از آنندراج ).رجوع به کرشمه باز شود.
فرهنگ فارسی
( صفت ) کرشمه باز: [ دو چشم مست بتان تا کرشمه پرداز است مدار اهل محبت بدید. باز است ]. ( علی خراسانی )
جمله سازی با کرشمه پرداز
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آتش فتد به گلزار گر همچو نرگس یار نرگس کرشمه پرداز یا عشوهساز باشد