کرشمه بازی
مترادفها
دلربایی، عشوه گری، چشمچشم کردن، ناز کردن
لغت نامه دهخدا
کرشمه بازی. [ ک ِ رِ م َ / م ِ ] ( حامص مرکب ) عمل و حالت کرشمه باز. ( فرهنگ فارسی معین ).
فرهنگ فارسی
عمل و حالت کرشمه باز
جمله سازی با کرشمه بازی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پیاله گیرز دستم که رفت کار از دست کرشمه بازی ساقی ز من ربود مرا