لغت نامه دهخدا
کردلان. [ ک ُ ] ( اِخ ) قریه ای است سه فرسنگ بیشتر میانه جنوب و مشرق شنبه. ( فارسنامه ناصری ).
کردلان. [ ک ُ ] ( اِخ ) قریه ای است سه فرسنگ بیشتر میانه جنوب و مشرق شنبه. ( فارسنامه ناصری ).
💡 أَ فَأَنْتَ تُسْمِعُ الصُّمَّ، باش تو آنی که گوش دل کردلان شنوانی، أَوْ تَهْدِی الْعُمْیَ، یا چشم دل نابینادلان را راهنمایی، وَ مَنْ کانَ فِی ضَلالٍ مُبِینٍ (۴۰) یا او که در گمراهی آشکار است، با راه آری.