کتابچی

لغت نامه دهخدا

کتابچی. [ ک ِ ] ( ص مرکب ) کتاب فروش. ( یادداشت مؤلف ). || آنکه فروختن و ساختن کتاب یا دفتر و کتابچه کار دارد.

جمله سازی با کتابچی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ژاک دو مرگان فرانسوی در ۱۸۹۱ میلادی از قصر شیرین و کند دیدار می‌کرد که متوجه نفت خام بر روی زمین شد. او اینرا در نشریه گزارش سالانه معادن در سال ۱۸۹۲ درج کرد جورج لمپر از همراهان دو مرگان این گزارش را به دایی همسرش ادوارد کوته که از دنبال کنندگان نفت بوده نشان می‌دهد و او آن را به آنتوان کتابچی نشان می‌دهد این باعث می‌شود کتابچی شروع به جستجو برای یافتن سرمایه‌گذار کند.

💡 ویلیام ناکس دارسی در ۱۹۰۰ توافق‌نامه‌ای با هنری دراموند ولف و آنتوان کتابچی خان برای اکتشاف نفت در ایران امضا می‌کند. مذاکره آن‌ها با مظفرالدین شاه قاجار، در سال ۱۹۰۱ منجر به قرارداد دارسی می‌شود که بموجب آن مبلغ ۲۰ هزار پوند برای کار اکتشاف در یک میلیون و ۲۰۰ هزار کیلومتر مربع پرداخت شده و بمدت ۶۰ سال دولت ایران ۱۶٪ از سود سالانه را دریافت می‌کند.

جوجو یعنی چه؟
جوجو یعنی چه؟
پوسی یعنی چه؟
پوسی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز