چهار ساعته

مترادف‌ها

چهار ساعت

لغت نامه دهخدا

چهارساعته. [ چ َ / چ ِ ع َ ت َ / ت ِ ] ( ص نسبی ) به مدت چهار ساعت. زمانی به اندازه چهار ساعت: تمام راه را چهارساعته رفت. این همه راه را چهارساعته آمد!

فرهنگ فارسی

بمدت چهار ساعت. زمانی باندازه چهار ساعت.

جمله سازی با چهار ساعته

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 اپرا وینفری در نوامبر سال ۲۰۰۹ اعلام کرد برنامه‌اش پس از ۲۵ سال پایان می‌یابد. او چند سال بر روی برپایی شبکه خودش متمرکز بود، این شبکه در ماه ژانویه ۲۰۱۱ راه‌اندازی شد. این شبکه بیست و چهار ساعته به پخش برنامه‌هایی در حوزه سبک زندگی می‌پردازد.

💡 در سال ۱۹۹۵ بیوه کرتیس، دبورا کرتیس، کتابی به نام برخورد از راه دور:ایان کرتیس و جوی دیویژن را منتشر کرد. زندگی و مرگ دراماتیک کرتیس موضوع دو فیلم مردم بیست و چهار ساعته در حال رقص (۲۰۰۲) و کنترل (۲۰۰۷) بوده‌است.

💡 در نوامبر سال ۱۹۶۰، پس از سقوط هواپیمای لاکهید ال-۱۸۸ الکترا، بخش بازاریابی امریکن ایرلاینز تشخیص داد که نبود خلبان زن بر رزرو مسافران تأثیر می‌گذارد. در آن زمان امریکن ایرلاینز هیچ خلبان زنی نداشت. در تلاش برای جلب نظر مسافران، شرکت هواپیمایی از کاب دعوت کرد تا با هواپیما در یک آزمایش چهار ساعته تبلیغاتی پرواز کند. این اولین پرواز او با توربوپراپ بود.

💡 مدیریت دانشگاه تصمیم گرفت که دوره آموزشی جدید برای دانشجویان، به صورت یک کلاس چهار ساعته در روزهای پنج‌شنبه برگزار شود تا با برنامه سایر دروس تداخل نداشته باشد.

💡 بسیاری از کارمندان در پروژه‌های فشرده، مجبور هستند روزانه یک شیفت چهار ساعته اضافه کار کنند تا بتوانند حجم بالای وظایف محوله را در زمان مقرر تمام کنند.

💡 تماشای این مستند علمی چهار ساعته، تجربه‌ای بسیار عمیق و آموزنده از تاریخ تکامل حیات در کره زمین برای تمام علاقه‌مندان به علوم طبیعی فراهم می‌آورد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران