چشم سحاب
لغت نامه دهخدا
چشم سحاب. [ چ َ / چ ِ م ِ س َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) مجازاً بمعنی دیده ابرهاست چه همانگونه که از دیده آدمی اشک میریزد از سحاب نیز باران میبارد، پس بمجاز برای سحاب هم، چشمی و دیده ای فرض کرده اند:
از کف زرفشان او خجلند
چشمه آفتاب و چشم سحاب.سوزنی.
جمله سازی با چشم سحاب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 گر دود آتش جگرم بر فلک شدی چشم سحاب اشک جگرگون گریستی
💡 ز کشت سوختهام بس که دود میخیزد سرشک رحم به چشم سحاب میآید
💡 قطره ای اشک مروت نیست در چشم سحاب دانه امید ما از خاک چون سر بر کند؟
💡 زالفاظ خوش همچو چشم سحاب لب او به گاه سخن درفشان
💡 تا نگرید بچمن شب همه شب چشم سحاب یک تبسم سحر ای غنچه خندان نکنی