چسپنده
مترادفها
چسبناک، لزج، چسبآور
متضادها
جدا شونده، لغزنده
لغت نامه دهخدا
چسپنده. [ چ َ پ َ دَ / دِ ] ( نف ) چیزی که دارای چسپ باشد. ( ناظم الاطباء ). چسپناک.نوچ. لزج. دوسنده. دوسگین. چفسنده. لاتِب. ( ناظم الاطباء ). لازِب. لازِق. لازِم. هَلیم. ( منتهی الارب ). چسپدار. چسپان. چسپوک. رجوع به چسب و چسپ و چسپناک و چسپندگی شود. || ( اِ ) حلزون. ( ناظم الاطباء ).
جمله سازی با چسپنده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در دندان سالم، یک لایه از مینا از تاج دندان محافظت میکند. در زیر لثه لایهای به نام سیمان هست که از ریشه دندان محافظت میکند. در زیر هر دوی مینا و سیمان عاج دندان وجود دارد. عاج دندان دارای لولههای میکروسکوپی میباشد و وقتی عاج سیمان یا مینایش را از دست میدهد آن لولهها به سرما، گرما، مواد اسیدی، خوراکیهای چسپنده و... اجازه دسترسی به عصب و یا سلولهای دندان را میدهند. همچنین زمانی که لثهای وجود نداشته باشد ممکن است عاج دندان در معرض تماس باشد و در نتیجه احساس درد را به وجود بیاورد.