لغت نامه دهخدا
پیمانکاری. [ پ َ/ پ ِ ] ( حامص مرکب ) عمل پیمانکار. مقاطعه. پدراتچی گری. تعهد کردن انجام دادن کاری یا ساختن بنایی در قبال پول معینی بدون محاسبه ارقام جزء سود و زیان و یا سنجش نفع و ضرر ریز کالا یا مصالح بنائی و جز آن.
پیمانکاری. [ پ َ/ پ ِ ] ( حامص مرکب ) عمل پیمانکار. مقاطعه. پدراتچی گری. تعهد کردن انجام دادن کاری یا ساختن بنایی در قبال پول معینی بدون محاسبه ارقام جزء سود و زیان و یا سنجش نفع و ضرر ریز کالا یا مصالح بنائی و جز آن.
شغل و عمل پیمانکار.
عمل پیمانکار تعهد کردن اجرای کاری یا ساختن بنایی در قبال وجهی مقاطعه.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کُردها و لرها اقوام مهاجر سنتی در شهر بندر عباس میباشند که به طور عمده در مشاغل پیمانکاری در اسکلهها و بنادر و شرکتهای خصوصی مشغول به فعالیت تجاری هستند.
💡 چهارشنبه ۱۵ تیر، کارگران شاغل در شرکتهای پیمانکاری مجتمع مس سونگون ورزقان در ادامه تجمع دیروز تجمعی بر پا کردند.
💡 توفیق فخوری (عربی: توفيق فاخوري؛ ۱۹۳۵ – ۲۰۲۰) بانکدار و کارآفرین اهل جردن بود.او بیانگذار و رئیس اجرایی سابق بانک اردن بود.او در سال ۱۹۵۷ اولین شرکت خود را در عربستان سعودی به نام الاقبال برای تجارت و پیمانکاری تأسیس کرد.
💡 این لفظ اغلب برای اشاره به پیمانکاری خدماتی ست که امروزه به وفور در بسیاری از کشورها رخ میدهد؛ مثلاً، به شکل خدمات مختلف زندان که به تدریج از سوی عرضه کنندههای خصوصی اتفاق میافتد. گرچه در شدید ترین وجه آن؛ خصوصی سازی مستلزم کنترل بخش خصوصی بر تمامی تصمیمات در خصوص استفاده از منابع تخصیص یافته به حفاظت از اشخاص و مالکیت است.