پوشیده داشتن

لغت نامه دهخدا

پوشیده داشتن. [ دَ / دِ ت َ ] ( مص مرکب ) ملبس کردن. مقابل برهنه داشتن. || نهفتن. پنهان داشتن. پنهان کردن. نهان کردن. مخفی داشتن. رمس. اِخفاء:
بیاسای اکنون تو پوشیده دار
بدان تا نداند کس از روزگار.فردوسی.از آن کودکان نیز بسیارگفت
همیداشت پوشیده اندر نهفت.فردوسی.گفت... باز گرد و این حدیث پوشیده دار. ( تاریخ بیهقی ).
بوالعجب واقعه ای باشد و مشکل کاری
که نه پوشیده توان داشت، نه گفتن یارند.سعدی.چو پوشیده میدارم اخلاق دون
کند هستیم زیر و عجبم زبون.سعدی.درد دل پوشیده داری تا جگر پر خون شود
به که بادشمن نمائی حال زار خویش را.سعدی.لطَّ عنه الخبر لطاً؛ پوشیده داشت خبر را. ( منتهی الارب ).
آنکه عیب تو گفت یار تو اوست
و آنکه پوشیده داشت مار تو اوست.اوحدی.

فرهنگ فارسی

( مصدر )۱-ملبس داشتنمقابل برهنه داشتن. ۲- نهفتن پنهان داشتن پنهان کردن مخفی کردن.

جمله سازی با پوشیده داشتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از نامه ی لقمان حکیم: پوشیده داشتن آنچه به چشم دیده ای، نیک تر از پرآوازه ساختن چیزی است که پنداشته ای.

کاندل یعنی چه؟
کاندل یعنی چه؟
غلام یعنی چه؟
غلام یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز