پنجه پایه

لغت نامه دهخدا

پنجه پایه. [ پ َ ج َه ْ ی َ/ ی ِ ] ( اِ مرکب ) پنجاه پایه. پنجاه پله:
بی بَدَل صدری ورای تو بَدل داند زدن
تخت پنجه پایه بر اعدا به چاه شست باز.سوزنی.که خواند تخته عصیان تو که درنفتاد
ز تخت پنجه پایه به چاه پنجه باز.سوزنی.

فرهنگ فارسی

( صفت ) پنجاه پله پنجاه پایه.

جمله سازی با پنجه پایه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 گر بود بر تخت پنجه پایه جای حاسدش باشد او را تحت پنجه پایه چاه شصت باز

💡 حاش لله گر بود در چاه جای ناصحش شصت بازی چاه دارد تخت پنجه پایه باز

💡 که خواند تخته عصیان تو که درنفتاد ز تخت پنجه پایه بچاه پنجه باز

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران